باتو بودن !
باتو بودن ، آرزویی بیشتر نیست !
اما ، می توانم با تو باشم و در خیال شبانگاهی
،هنگامی که آرامش به نفس ها روی آورد ؛
با تو بودن را تجربه کنم :
* زمانی که ، دستهایت به پریشانی گیسوانت کمک می کنند ؛
تا بالش سفید غرق در شبرنگی موهایت شود !
* زمانی که، لب های مشتاقت آخرین بوسه را از آینه می گیرند؛
تاطعم خواب هایت بلورین باشد !
* زمانی که ، نرمای پتو ، آرام آرام ، همچون نسیم
در آغوش بازوانت آرام می گیرد و تو را غرق در گرمای خویش میکند !
* زمانی که ، رویای سبز جنگل تورا به گل های سفید" آرزو " معرفی
میکند و تو خود را پروازکنان در بالای ابر ها می بینی !
* زمانی که ، ....
....می توانم باتو بودن را
حتی بدون تو تجربه کنم !
اما نمی توانم ، این تصویر خیالی را ،" زندگی" بنامم !
پس ، با من باش ، و با من بمان
ای نیمه دوم سیب !
ای عشق من !
****
****
*اگر رمانتیک است !
اگر ساده است !
اگر ....
فقط بصورت یک متن زیبا بخوانید !
نظرات کاملا عاشقانه یادتان نرود !
تا .....
**
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 و ساعت
0:20 |