تبليغاتX
Ya Mahdi یا اباصالح المهدی - عج -

تصویر عدالت خدایی

 

ای ذات شریف کبریایی، مولای غریب، پس کجایی؟!

لبریز امید هستم، اما، دلواپستان از این جدایی

 

تو راز شگفت کایناتی، آیینه واپسین لولاک

واقف به تمام محکماتی، در شیوه حق و حق ستایی

 

رخسار تو آیه آیه ی نور، تاویل بدیع و النهار است

هم مردمکان بسان والیل، تفسیر شریف دلربایی

 

اشراق شگرف گیسوانت، آیات بلند و ژرف یاسین

محراب قشنگ ابروانت، تصویر عدالت ولایی

 

مخلوق تبسم نگاهت، خورشید سپیده گاه موعود

مستور تجسم پگاهت، ظلمت کده های خود نمایی

 

بس جای ترنج دست ها را، مردم ببرند عاشقانه

گر جلوه کنی به جای خورشید، یا پرده غیب واگشایی

 

ایطای خفی و هم جلی را، آمیخته ام به هم که شاید

نقصان مرا ندیده گیری، مشمول عنایتم نمایی

 

تاکی به افق نظاره کردن، گریان تر از آسمان ابری؟!

تا کی به سپیده خیره ماندن، شام غم ما، سحرنمایی؟!

 

تا کی زهوا ستم ببارد، بر جان گیاه، سم ببارد

تا کی به کویر، خو بگیرد، گل بوته به جرم بینوایی

 

تا کی زفقیر، قصه فقر؛ تاکی زغنی، حکایت مال

تاکی به ضعیف، طعنه اینکه: تو اهل کدام روستایی؟!

 

تاکی بدمد، گل شقایق، بر خاک مزار گرم عاشق

تاکی بخورد زمانه پیوند، با مرثیه های کربلایی

 

مستور شود شب غریبان، همراه سپیده گر بتابی

پر شور شود دل یتیمان، تا از غمشان دهی رهایی

 

این چامه به التفات یادت، سرشار بلاغتی عجیب است

ترکیب تناسبش: مرتب، تذهیب تغزلش: خدایی

 

یا صاحب ذو الفقار حیدر، یا حافظ مصحف پیمبر(ص)

یا مظهر عدل حی داور، ای کاش، که زودتر بیایی!

 *************

سید علی اصغر موسوی

 

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 و ساعت 20:4 |

تبسم ظهور

 

بشارت باد گام هایت را، بشارت باد حضورت را، ای چلچراغ فروزان فرا راه انسان!

و بشارت باد، خورشید و ماه و ستاره ها را: فراوانی عشق.

بشارت باد آمدنت را، ای تبسم نور ، ای ترنم شور، ای عدالت مستور!

سبکبال خیالم را پرواز می دهم و شمیم یادت  در تمام غزل هایم می پیچد.

قلم و دفتر، زمان و مکان و حتی نفسم، عطر گل می گیرد؛ عطر مدینه و سامرا، عطر مهدی(عج).

امروز، با نام تو آغاز شده است؛ ای زیبا ترین مولودی که مشرق نگاهت، آفتاب را حسرت نشین

 تماشا کرد!

ای صداقت سپیده درنگاه یلدایان و ای نجابت محض درحضور خاکیان!

سوگند به نجابت و صداقت، که چلچراغ عدالت، با دست های روشن تو فراگیر خواهد شد.

خوشا داماتی که آکنده از عطر تو گشت و چهره ای که لبریز از تبسم تو شد!

خوشا دردی؛ که درمانش توباشی                             خوشا راهی؛ که پایانش تو باشی !

خوشا چشمی؛ که رخسار تو بیند                            خوشا ملکی؛ که سلطانش توباشی !

خوشا آن دل؛ که دلدارش تو گردی                           خوشا جانی؛ که جانانش تو باشی !

 

نگرانی ات چیست، خاتون،ای بزرگ بانوی عفیف؟!

 وعده الهی هیچ گاه تغییر نکرده است؛ مگر می شود در ظهور موعود تاخیر کند؟!

دلواپس چه هستیید بانو؟

 آن که می آید، مشکل گشای تمام دلواپسی هاست، دست قادر ازلی است. این تنها تو نیستی که نگرانی!

تنها تو نیستی که دلواپسی؛ نبض کاینات از این انتظار کند شده است!

اندکی به صبح مانده ، بانو، واپسین وعده الهی تاخیر نخواهد کرد.

می آید سپیده ای که با آیینه جمالش، جهان ملکوت پرتو افشان خواهدشد.

می آید آیینه ای که تجلی جمال و جلال و کمال حضرت باری(جل جلاله) است و شب های ظلمت آفرین زمین را، چراغان خواهد کرد.

می آید؛ سروری که قبیله عشق و ایمان را از نیل خطرها، به ساحل آرزوهای متعالی، عبور خواهد داد.

فرمانروایی که نور عدالت از دست های نورانی اش، مثل ید بیضا، خواهد تراوید.

می آید؛ مرد با احتشامی که هزاران سلیمان، بر رکابش زانو خواهد زد.

پیام آوری که پیامش سبز، پرچمش سبز، سلامش سبز و مرامش به سر سبزی تمام سروهای آزاده خواهد بود و قید جهل و بردگی را از پای آدمیان خواهد برداشت.

سلام بر تو ای جلوه جاری در نگاه آسمان که بی اذن نامت، هیچ ستاره ای در مدار خویش قرار نمی گیرد!

سلام بر تو ای آیینه صفات الهی، که زمین از عطر یادت سرشار و آسمان از شکوه نامت متواضع است.

سلام بر تو، مادام که زمین با حضور نورانی ات در دل افلاک، به سر سبزی خویش می بالد و فرشتگان

 به قبله نگاهت، سر سجده می سایند

شب تمام ستاره هایش را صلا داده است؛ کهکشان ها دست در دست هم، در سماعی بشکوه، در آسمان "سامّرا" می چرخند و در انتظار سپیده، ثانیه شماری می کنند تا پرتو از رخ عالم  آرای "علوی" گیرند.

آفتاب فروزانی، که هفت آسمان پرتویی از آیینه ی نگاهش و کاینات مات قامت دلارای اویند.

نامش حق؛ مرامش حق؛ کلامش حق؛ و وجودش نماد حق و حقیقت الهی است و حق را، روزی بالای تمام گلدسته ها، آشکارا، جار خواهد زد و از پرتو عنایاتش؛ تیرگی ها، لباس روشن هدایت خواهند پوشید.

... و اینک می آید، غنچه ای با تبسمی شیرین ، که عطر سلام آسمان به همراه دارد.

 

بگو با من؛ بگو از صبح نوروزی که در راه است؛ مولا جان!

بگو با من، بگو از عطر ناب لحظه هایی که نگاهم بر پرچم سبز تو خیره خواهد ماند.

خوشا نگاهی که جمال کبریایی تو بیند و صدای دلربای تو شنود.

خوشا دلی که به عشق تو گرفتار و به دیدار تو امیدوار است.

 خوشا دلی که از عاشقانه های جهان تو را برگزید؛ و سرشار از قنوت یادت؛ شب و روز سپری کرد.

خوشا دلی که دوای خویش را، در ابتلای عشق تو یافت.

 مولا جان؛ از محاق "غیبت" برون آی، که توان دل ها از دست رفته است.

ای تمام آرزو ؛ مثل آرزوی باران در خشکسالی بدون عدالت !

ای تمام اميد مثل اميد رهايی از تنگناهای نا باورانه ی جهل!

ای تمام  انتظار رسيدن  به خط پايان، به خط پيروزي، به لحظه های آغازين سپيده ؛ سپيده ای که

 رستاخيز عدالت را همراه خواهد داشت!

کجاست بهار آمدنت ، تا جاده های سبز تماشا را به تماشا بنشينم.؟!

تو را قسم به دست های خالی سرشار از قنوت.

تو را قسم به چشم های بارانی لبريز از انتظار.

تو را قسم به مويه های غريبانه ی ندبه .

بيا ، تا طعم تلخ رنج ها، ‌با ديدن تو شيرين شوند .

بيا ، تا از تمام لغت نامه ها ، واژه انتظار را خط بزنيم .

بيا ، تا از دست هايت بهار ، از نگاهت زندگی و از حضورت عدالت بچينیم.

درياب چشم هايی را که از" فلسطين" تا "کشمير"  ، از کنار " دیوار چین" تا "ساحل غزه"

 به خاطر عدالت موعود ، به جاده های انتظار خيره مانده اند!

درياب دست های تاول زده ای را که از"افغانستان" تا "سودان و سومالی" ‌، به خاطر لقمه ای نان

به کام آتش ميروند!

درياب جهانی را که از "شمال" تا "جنوب"؛ از "شرق" تا "غرب" در انتظار عدالت می سوزد

 و مستکبران احساسات مردمانش را به بازی می گيرند!

درياب شانه های خسته ای را که در طول تاريخ ، زخم های بی شمار برداشته اند!

تو همان بهار جاودانه ای

تو همان عدالت ماندگاری

تو همان جانشين لايق خداوندی که "زمين" در انتظار ظهورت ، روز شماری می کند .

 تو را می ستايم تو را که وارث عشق در زمينی و کاينات  بر وجود تابناکت هر سحر گاه سلام می کند.

 

مولا جان!

 زمانه بی تو یعنی کویر، یعنی برهوتی از ظلم و جهالت؛یعنی روزهای بدون امید و شب های بدون آرزو!

این تویی که امید را در دل ها سبز کرده ای و تحمل رنج ها را آسان!

روزی تمام آرزوهایمان را با عدالت آسمانی تو بر آورده خواهیم دید.

روزی که لباس ها یک رنگ، چهره ها یک رو، دست ها باز و تبسم ها درویش نواز خواهد بود.

جهان یک قطب و یک قبله خواهد داشت، نه برای شهرها: شمال و جنوبی تعریف خواهد شد،

 نه برای روستا ها: زرنگی و سادگی؛ تمام سمت ها به درگاه عدالت گستر تو باز خواهد شد.

دانش و آگاهی از نان شب واجب تر و مسلمان بی سواد از تحمل نفس خویش، پشیمان خواهد شد.

چرخه امور جهان به دست با کفایت مردان و زنانی خواهد افتاد؛ که در مکتب ولایت پرورش یافته اند.

آن روز، روز بی پایان اندیشیدن به آسایش است.

 آن روز، روزش سبز و شامش نورانی از حضور آسمانی تو خواهد بود.

آن قدر فرشته به زمین خواهد بارید که عطر صلوات، همه جا را فرا بگیرد.

به امید آن روز و به امید آمدنت.اللهم عجل لولیک الفرج!

 درود خدا وند بر تو باد، در هر حالی که هستی و در هر حالی که خواهی بود.

میلادت بر تمام عدالت مداران زمین، آن هایی که هر صبح آدینه، دل هاشان ابری و نگاه هاشان

بارانی ست؛ مبارک باد!

     به امید روزی که خواهی آمد ....                                                                          

 

                                                                     سیدعلی اصغر موسوی

 

 

 

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 14:31 |

اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم

نام دعا:

در طلوع صبح روز جمعه

بِِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَصبَحتُ فی ذِمَّةِ اللهِ وَ ذِمَّةِ مَلائِکَتِهِ وَ ذِمَمِ اَنبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ ذِمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهَُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ ذِمَمِ الاَوصِیاءِ مِن الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ امَنتُ بِسِرِّ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ عَلانِیَتِهِم وَ ظاهِرِهِم وَ باطِنِهِم وَ اَشهَدُ اَنَّهُم فی عِلمِ اللهِ وَ طاعَتِهِ کَمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ.1

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر

صبح کردم(به صبح می پیوندم) در پناه خدا و در پناه فرشتگان خدا؛ در پناه پیامبران و رسولان خدا  که بر آنان درود باد.  و درپناه محمد، که درود خدا برو و خاندان او باد. و در پناه جانشینانی که از خاندان محمد هستند؛که  درود بر آنان باد.

 ایمان آوردم به اسرارخاندان محمدف که درود بر آنان باد؛ وبرآشکار و ظاهر و باطن آن بزرگواران.

 و گواهی می دهم که آنان هم در مقام شناخت خدا و طاعت حق، مانند محمد هستند؛که درود خداوند بر او و خاندنش باد.

**

اَستَغفِرُ اللهَ الَذَّی لآ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوبُ اِلَیْهِ .2

طلب آمرزش می کنم از خدایی که، نیست معبودی جز او؛ زنده و پایدار است و به سوی او باز می گردم (از گناه).

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم .

خداوندا درود بفرست برمحمد وخاندان بزرگوارش و گشایشی در امرغیبت حضرت موعود(عج) عنایت فرما.

نام دعا :

بعد از نماز صبح جمعه

اَللَّهُمََ اِنّی تَعَمَّدتُ اِلَیکَ بِحاجَتی وَ اَنزَلتُ اِلَیکَ الْیَومَََ فَقری وَ فاقََََََََتی وَ مَسکَنَتی، فَاَنَا لِمَغفِرَتِکَ اَرجا مِنّی لِعَمَلی وَ رَحمَتُکَ اَوْسَعُ مِن ذُنوبی.

 فَتَوَّلَ قَََضاءَ کُلَّ حاجَةٍ لی بِقُدرَتِکَ عَلَیها وَ تَیسیرِ ذلِکَ عَلَیکَ وَ لِفَقری اِلَیکَ، فَاِنّی لَم اُصِب خَیراً قَطُّ اِلّا مِنکَ وَ لَم یَصرِف عَنّی سوءً قَطُّ اَحَدٌ سِواکَ

 وَ لَستُ اَرجو لِآخِرَتی وَ دُنیایَ وَ لا لِیَومِ فَقری؛ یَومَ یُفرِدُنی النّاسُ فی حُفرَتی وَ اُفضی اِلَیکَ بِذَنبی سِواکَ. 3

خداوندا، من با حاجت خود قصد درگاه تو کردم و فرود آوردم به سوی تو در امروز، بار فقر و بیچارگی و ذلتم را؛ پس من به آمرزشت بیش از کردارم امیدوارم ؛ و آمرزش و رحمتت، بسی از گناهم وسیع تر است.

 پس متوّلی برآوردن همه حاجتم باش به نیروی خودت ، که آن سهل است بر تو؛ و نشان نیاز من است به تو؛ زیرا من هرگز به خیری نرسیدم ،جزاز جانب تو و تغییر نداد کسی بدی ام را،مگر احدی جز تو؛ و امید نداشتم برای آخرت و دنیایم ، و نه برای روز نیازمندیم؛ روزی که مردم مرا درمزارم تنها می گذارند وبرایم کسی نمی ماند جز تو،که  گناهم رابازگوکنم.

 

متن ادبی:

 آرام آرام، اما پر تشویش، صبح آغاز می شود و من، چشم به آسمان می دوزم و در انتظار رنگین کمان – همان طلایه دار حضور آسمانی ات – می مانم!

مولا جان! تا کی دلخون از دیدن شفق، باشیم؟

کجاست آیینه ی سبز حضورت تا در رنگ های امیدواری غرق شویم و هر روز صبح، دل به دیدار و زیارتت بسپاریم؟

"صدای صبح بلند است"

گفته اند که می آیی و پیش روی نگاهم، سپیده خواهد شد پر از شور تماشایی!

صدای صبح بلند است،

گفته اند با تموّجی از نور، آسمان در سینه می آیی.

چقدر بنالم که: خسته است نگاه آرزومندم.

چقدر مویه کنم که: غم دارم؛ غمی به وسعت تنهایی.

هنوز از پی باران ها، نگاه ساحلی ام ابری ست

هنوز در پی درمان ها، مریض عشق تو می مانم:

از یک صبح طلایی تا غروبی پر از شفق، پر از اندوه سپری شدن آدینه ای دیگر و نگاه خسته ای که در طول قرن ها انتظار، باز هم امید به صبحی دیگر دارد؛ می اندیشم:

خدایا، چیست این اندوه نافرجام!

آیا، می بینمش، آن گاه که بر سریر عدالت می نشیند و من شِکوه های عاشقانه ی خود را، غزل غزل نثارش می کنم؟

آن گاه از دلتنگی هایم می گویم و او تبسم در تبسم، دلم را به آرامش می خواند!

*  *  *

خداوندا، چیست در دل این روزگاران پر اندوه؛ که حتی نوای غربت کشیدگان را در  کبود خویش محو کرده است؟

خدایا، آن که در ژرفای پاک سینه ها خورشید می کارد، کجاست؟!
خدایا، آن که هر شب در قنوتش اوج می گیرد دعا.

آن که باران اجابت را ز چشم خویش می بارد کجاست؟!

خوشا سایه زار پناهش؛ که بی پناهان را، در پناه عشق و عدالت نگاه داشته است.

مولاجان!

 بی تو حتی بهاران نمی پاید، فرصت زندگی را؛ بی تو دنیا خزان خانه است !

بی تو آیینه ها  در غبارند ؛ بی تو رنگین کمان، رنگ سبزی ندارد که با شوق باران بگیرد در آغوش خود، آسمان را!

بی تو تنهاتر از آرزوهایمان، صبح جمعه است. بی تو، حتی زمان بی بهانه؛ با تو اما زمین عاشقانه است.

آداب دعا:

در باره دعاها و زیارت های شب و روز جمعه در هر ساعت و لحظه عظمتی نهفته است که قابل شمارش نیست ؛ ائمه معصومین(ع)  بسیار برای عبادات جمعه تاکید کرده اند. نسبت به روز های دیگر  فضیلت دارد و در آن روز به مومنین سفارش شده که به پاگیزگی واستغفاروعبادت، بخصوص ذکر صلوات اهتمام نمایند و دعاهای فوق هم بخش کوچکی از بی شمار دعای روز جمعه –چه قبل از نماز چه بعد ازآن- هستند ؛ که برای آمرزش گناهان  و صفای درون بسیار مفید است و سفارش شده که حداقل ماهی یک بار؛ تعقیبات نماز تا دمیدن آفتاب ادامه داشته باشد.

منبع:   

1.       کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 137/ ص 57.

2.       همان ص 57

3.       همان ص 58.

4.        

*****************************************************************************************************************

 نام دعا:

 دعای روز جمعه

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اَلْحَمدُلِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبلَ الْإِنشاءِ وَالْإِحیاءِ وَالْاٰخِرَ بَعدَ فَنآءِ الْأَشیآءِ الْعَلیمِ الَّذي لا یَنسيٰ مَن ذَکَرَهُ وَ لا یَنقُصُ مَن شَکَرَهُ وَ لا یَخیِّبُ مَن دَعاهُ وَ لا یَقطَعُ رَجآءَ مَن رَجاهُ

اَللَّهُمَّ اِنّي اُشهِدُكَ وَ کَفيٰ بِكَ شَهیداً وَ اُشهِدُ جَمیعَ مَلائِکَتِكَ وَ سُکّانَ سَماواتِكَ وَ حَمَلَةَ عَرشِكَ وَ مَن بَعَثتَ مِن اَنبیآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَنشَاْتَ مِن اَصنافِ خَلقِكَ

 اَنّي اَشهَدُ اَنَّكَ اَنتَ اللهُ لآ اِلهَ الّآ اَنتَ وَحدَكَ لا شَریكَ لَكَ وَ لا عَدیلَ وَ لا خُلفَ لِقَوْلِكَ وَ لا تَبدیلَ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَیهِ وَ ٰالِهِ عَبدُكَ وَ رَسولُكَ اَدّیٰ ما حَمَّلتَهُ اِلَی الْعِبادِ وَ جاهَدَ فِي اللهِ عَزَّوَجَلَّ حَقَّ الْجِهادِ وَ اَنَّهُ بَشَّرَ بِما هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوابِ وَ اَنذَرَ بِما هُوَ صِدقٌ مِنَ الْعِقابِ

اَللَّهُمَّ ثَبِّتني عَلیٰ دینِكَ ما اَحیَیتَني وَ لا تُزِغ قَلبي بَعدَ اِذ هَدَیتَني وَ هَب لي مِن لَدُنكَ رَحمَةً اِنَّكَ اَنتَ الْوَهّابُ

 صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ عَلیٰ ٰالِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلني مِن اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ احشُرني في زُمرَتِهِ وَ وَفِّقني لِأَدآءِ فَرَضِ الْجُمُعاتِ وَ مآ اَوْجَبتَ عَلَيَّ فیها مِنَ الطّاعاتِ وَ قَسَمتَ لِأَهلِها مِنَ الْعَطآءِ في یَومِ الْجَزٰآءِ.

 اِنَّكَ اَنتَ الْعَزیزُ لْحَکیمُ. 1 *

ترجمه:

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

سپاس خداوندی را که نخستين است؛ پیش از ایجاد و بقای هستی و واپسین است بعد از فنای آن. دانا پروردگاری، که فراموش نکند ياد کنندگانش را و کاستی ندهد شکرکنندگان را؛  نه محروم سازد کسی  را که می خواندش و نه  قطع کند امید ی را که به او امیدوار است .

خداوندا ، من تو را گواه می گیرم و گواهی تو کفایت می کند و تمام فرشتگان و ساکنان آسمان هایت را و جا به جا کنندگان عرش و سریرت را و آنهایی که برانگیخته ای از پیامبران و فرستادگانت و آنچه آفریده ای از مخلوقات  گوناگونت؛ شهادت می دهم که تویی خداوندگارمن، جز تو آفریدگاری نیست؛ یگانه ای بدون شریکی؛ بی مثل و مانند؛ نه تبدیلی در گفتارت هست و نه تغییری در رفتارت. به درستی که محمد - که درود خدا براو وخاندان اوباد - بنده و فرستاده ی توست. آنچه را که به اوسپردی، به بندگانت رسانید و در راه خدای شکوهمند و عزیز، حق کوشش به جا آورد و بشارت داد مردمان را  به آنچه حقشان بود از پاداش و برحذر داشت آنان را با صداقت از کیفر گناهان.

خداوندا مرا بر دینت ثابت بدار، مادامی که زنده ام و تاریک مگردان دلم را پس از آن که هدایتم کردی وببخشای مرا از رحمتت، که به راستی تو بخشنده ترینی.

خدایا درود فرست بر محمد وخاندان او و قرار ده مرا ازشیعیان و پیروان او. و مرا با آنان محشور گردان و مرا به انجام نمازهای مخصوص آدینه توفیق ده و به  آنچه واجب کردی بر من از پرستش ها و به آنچه قسمت خواهی می کنی از عطاهایت برای اهل ایمان در روز پاداش؛ که تنها تویی خداوندعزیز حکیم.

 

متن ادبی:

 

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

پروردگار خلق و خداوند کبریا

دادار غیب دان و نگهدار آسمان

رزّاق بنده پرور و خلاق رهنما

اقرار می کند دو جهان بر یگانگیش

یکتا و پشت عالمیان بر درش دو تا

گوهر ز سنگ خاره کند، لؤلؤ از صدف

فرزند آدم از گِل و برگ گُل از گیا

سبحان من یُمیت و یُحیی و لا اله

اِلّا هو الذّی خَلقَ الارضَ و السما

باری ز سنگ چشمه ی آب آورد پدید

باری از آب چشمه کند سنگ در شتا

دریای لطف اوست وگرنه سحاب کیست

تا بر زمین مشرق و مغرب کند سخا؟

در کمترین صِنع تو مدهوش مانده ایم

ما خود کجا و وصف خداوند آن کجا؟

چشم گناهکار بود بر خطای خویش

ما را ز غایت کرمت چشم در عطا

یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش

روزی که رازها فتد از پرده برملا  * 2

*

خداوندا، سپاس و ستایش تنها شایسته ی توست!

 تویی که در عظمت بی همتا و در خدایی، یکتا.

خداوندا، سپاس و ستایش ابدی از آن توست؛ ستایشی، که همیشگی و دایمی است؛ فزونی گیرد و هیچ گاه کاستی ندارد؛ همانگونه که دوست می داری و راضی ات می کند!

 و ستایشت در دلم، مدام است؛ همان گونه که خواهی و دوستش می داری!

پروردگارا، مرا با یادآوری یادت، شیفته گردان و همتم را نشاطی مدام بخش؛ تا به عظمت نام و شکوهِ مقام قدس ات پی ببرم!

خدایا، تو را به منزلت خودت سوگند، مرا با ستایشگرانت همراه کن!

 در جایگاهی که شایسته ی من و مورد رضایت توست؛ که خود به توانایی و ناتوانی ام، بهتر آگاهی.

 خدایا، اگرچه خواب غفلت مرا از سعادت دیدار و شهود آشکارت محروم ساخت؛ اما شناخت کرم، بخشندگی، و لطف نعمت هایت، آگاهی لازم را به من بخشیده است!

خدایا، مرا با نور عزتت همراه کن، تا بیشتر بشناسمت؛ تا از غیر تو بریده و تنها به امید داشته باشم .

ای صاحب کرامت و جلال!

 درود فرست، درود فراوان بر روان آسمانی حضرت محمد (ص) رسول رحمت و خاندان پسندیده و پاک اش!

و در این روز، روز زیبای آدینه، روز زیارتی  حضرت موعود (عج)؛ که دل ها آکنده از عطر انتظار اوست؛ انتظارات عارفانه ی ما را هم برآورده بفرما.

از تو می خواهیم ظهور آفتاب عدالت را!

از تو می خواهیم اجابت نیازها و نیایش ها را!

از تو می خواهیم پذیرش تمامی ستایش ها را!

ای آنکه سریع الرضایی و از سخاوتمندی خویش به کمترین ستایش ها، بیشترین پاداش را عطا می کنی.

پروردگارا، خطاهای بزرگ و کوچک ما را، به خاطر عظمت حضرت صاحب (ع) عفو بفرما و به پاس نجوای گرم ندبه و عطر کلمات " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

توفیق درک نیایش های روز جمعه را به ما عنایت کن !

توفیق همراهی و هم آوایی زیارت هایی را که آکنده از انتظار واپسین منجی انسان و انسانیت هستند و جان و دل نیایش کنندگان را، به تماشای بلند ترین محراب آسمان فرا می خوانند.

ای خداوند لحظه های سبز طلوع، طلوع واپسین آدینه ،آدینه ی حضور و ظهور ؛ به لطف و کرمت، ما را ببخش !

""با عنایت به مناجات شعبانیه""

****

آداب دعا:

این دعا به نقل از صحیفه ی سجادیه ی امام علی بن الحسین (ع) به روز جمعه اختصاص دارد و در کتاب های مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی (ره) و ادعیه ی امام زین العابدین (ع) تألیف جواد قیومی اصفهانی جلد دوم نیز آمده است.

معمولا برای اوقات روز می باشد که هنگام قرائت آن، بعد از نماز صبح یا طول روز است

منبع :

1.       ادعيه امام ؤين العابدين/جواد القیومی الاصفهانی/موسسه النشر الاسلامی/ جلد دوم/سال 1419 ه.ق/ ص 120.

2 --کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 1377/ ص 45.

 3 - کلیات سعدی / مصلح بن عبدالله سعدی / براساس نسخه ی تصحیح شده ی محمد علی فروغی / انتشارت بهزاد (تهران) / چاپ اول / سال 1382 / ص 614.

 

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 2:26 |

نور


برخى از دعاها و زيارات مربوط به امام عصر (عج)

 

دعاء عهد

 

(اَللّهُمَّ رَبَّ الْنُّورِ العَظيمِ وَرَبَّ الكُرْسِيّ الرَّفِيعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ومُنْزِلَ

التَّوْريةِ وَالْأنْجِيلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَروُرِ وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ وَرَبَّ

الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَالْأنْبياءِ وَالْمُرْسَلِينَ

 

اَللّهُمَّ إِنّي اسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَمُلْكِكَ الْقَديمِ ياحَيُّ

ياقَيُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأرضُونَ وَبِإسْمِكَ الَّذي

يَصْلَحُ بِهِ الأَوّلوُنَ والآخِروُنَ

 

ياحَيّاً قَبْلَ كُلَّ حَيٍّ وَيا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَياحيّاً حينَ لاحَيَّ يامُحْيِيَ الْمَوْتى

وَمُميتَ الْأَحياءِ ياحَيُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ

 

اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا اَلإمامَ الهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بِأمْرِكَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِريِنَ

عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ في مَشارقِ الْأرْضِ وَمَغارِبها سَهْلِها وَجَبَلِها

 

وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّي وَعَنْ وَالِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّهِ وَمِدادَ

 

كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ

 

اَللّهُمَّ إنّي اُجَدِّدُ لَهُ في صَبِيحَةِ يَوْمي هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيّامي عَهْداً وَعقْداً

وَبَيْعةً لَهُ في عُنُقي لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّينَ عَنْهُ وَالْمُسارِعينَ إِلَيْهِ في قَضاءِ

حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلينَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِينَ عَنْهُ وَالسّابِقينَ اِلى إِرادَتِهِ

وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ

 

اللّهُمَّ إنْ حالَ بَيْني وبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً

فَأَخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً كَفَني شاهِراً سَيْفي مُجَرِّداً قَناتي مُلَبِّياً دَعْوَةَ

الدّاعي في الْحاضِرِ وَالْبادي

 

 اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ واكْحُلْ ناظِري بِنظْرَةٍ مِنّي إلَيهِ

وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوُسِعْ مَنْهَجهُ وَاسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ

وَاشْدُدْ اَزْرَهُ

 واعْمُرِاللّهُمَّ بهِ بِلادَكَ وَاَحْي بِهِ عبادَكَ فَإنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ

فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النّاسِ فَاظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَاَبْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ

الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسْولِكَ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلّمَ حَتّى لايَظْفَرَ بِشْي‏ءٍ مِنَ

الْباطِلِ إِلاّ مَزَّقَهُ وَيُحِقَّ الْحَقَّ ويُحَقّقَهُ وَاجْعَلْهُ

 

اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ وَنَاصِراً لِمَنْ لايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْركَ وَمُجدِّداً لِما

عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَيّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ وَسُنَنِ نَبِيّكَ صَلَّى اللّهُ

عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ

 

اللّهُمَّ مِمِّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدينَ

 

اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيّك مُحَمَّداً صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ

وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ

 

الَلّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هِذهِ الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ

يَرَوْنَهُ بَعيداً وَنَراهُ قريباً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمين).

بازگشت به ابتدای صفحه



دعاء فرج

(اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ

وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ

طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً).

بازگشت به ابتدای صفحه



روز جمعه

روز حضرت صاحب الزّمان عليه السلام و بنام آن جناب است و همان روزى است كه در آن روز ظهور خواهد فرمود بگو در زيارت آن حضرت:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ

 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنْ الْمُؤْمِنينَ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَيوةِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَ عَلى الِ بَيْتِكَ

الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاَْمْرِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَولاىَ اَنَا مَولاكَ عارِفٌ بِاُولاكَ وَ اُخْراكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ

تَعالى بِكَ وَ بِالِ بَيْتِكَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ

 

وَ اَسْئَلُ اللّهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَ اَنْ يَجْعَلَنى مِنْ الْمُنْتَظِرينَ

لَكَ وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدآئِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فى

جُمْلَةِ اَولِيآئِكَ يا مَولاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ عَلى الِ

بَيْتِكَ

 

 هذا يُومُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ يَومُكَ الْمُتُوَقَّعُ فيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤمِنينَ عَلى

يَدَيْكَ وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ وَ اَنَا يا مَولاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ

 

 وَ اَنْتَ يا مَولاىَ كَريمٌ مِنْ اَولادِ الْكِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ

فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ

***

 

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:39 |
بیا، تا شمیم ترنّم بماند

دلم تازه با فصل پنجم بماند

بیا، تا به یاد غزل‌های آبی

خیالم در آن سوی شب، گم بماند

به صبح تماشا، بیا تا همیشه!

غزل، عشق، آیینه، گندم بماند

دعا کرده‌ام تا بهار ظهورت

به لب‌های مردم، تبسّم بماند‍   !

بگو، با دعایی که در انتظار است

نگاهم به آمین چندم بماند!؟

    

   

¨

قم ۱۳۷۹
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی -سعا- در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:30 |